یا انیس من لا انیس له
خاطرات شهیــد مـُصطفی چمران

رضا سگه(!) یه لات بود تو مشهد.هم سگ خرید و فروش می کرد، هم دعواهاش حسابی سگی بود!!یه روز داشت می رفت سمت کوهسنگی برای دعوا(!) و غذا خوردن که دید یه ماشین با آرم ”ستاد جنگهای نامنظم“ داره تعقیبش می کنه.
شهید چمران از ماشین پیاده شد و دست اونو گرفت و گفت: ”فکر کردی خیلی مردی؟!“
رضا گفت:بروبچه ها که اینجور میگن…..!!!
چمران بهش گفت: اگه مردی بیا بریم جبهه!! به غیرتش بر خورد، راضی شد و راه افتاد سمت جبهه……!
مدتی بعد….
شهید چمران تو اتاق نشسته بود که یه دفعه دید داره صدای دعوا میاد….!چند لحظه بعد با دستبند، رضارو آوردن تو اتاق و انداختنش رو زمین و گفتن: ”این کیه آوردی جبهه؟!“رضا شروع کرد به فحش دادن. (فحشای رکیک!) اما چمران مشغول نوشتن بود!
وقتی دید چمران توجه نمی کنه، یه دفعه سرش داد زد:”آهای کچل با تو ام…..! “
یکدفعه شهید چمران با مهربانی سرش رو بالا آورد و گفت: ”بله عزیزم! چی شده عزیزم؟ چیه آقا رضا؟ چه اتفاقی افتاده؟“
رضا گفت: داشتم می رفتم بیرون که سیگار بخرم ولی با دژبان دعوام شد!!!!
چمران: ”آقا رضا چی میکشی؟!! برید براش بخرید و بیارید…..!“
چمران و آقا رضا تنها تو سنگر…..
رضا به چمران گفت: میشه یه دو تا فحش بهم بدی؟! کِشیده ای، چیزی؟!!
شهید چمران: چرا؟!
رضا: من یه عمر به هرکی بدی کردم، بهم بدی کرده….!تا حالا نشده بود به کسی فحش بدم و اینطور برخورد کنه…..
شهید چمران: اشتباه فکر می کنی…..! یکی اون بالاست که هر چی بهش بدی می کنم، نه تنها بدی نمی کنه، بلکه با خوبی بهم جواب میده!هِی آبرو بهم میده…..
تو هم یکیو داشتی که هِی بهش بدی می کردی ولی اون بهت خوبی می کرده…..!منم با خودم گفتم بذار یه بار یکی بهم فحش بده و منم بهش بگم بله عزیزم…..! تا یکمی منم مثل اون (خدا) بشم …!
رضا جا خورد!……… رفت و تو سنگر نشست. آدمی که مغرور بود و زیر بار کسی نمی رفت، زار زار گریه می کرد! تو گریه هاش می گفت: یعنی یکی بوده که هر چی بدی کردم بهم خوبی کرده؟؟؟؟
اذان شد.رضا اولین نماز عمرش بود. رفت وضو گرفت…… سر نماز، موقع قنوت صدای گریش بلند شد!!!!
وسط نماز، صدای سوت خمپاره اومد. پشت سر صدای خمپاره هم صدای زمین افتادن اومد…..
رضارو خدا واسه خودش جدا کرد……! (فقط چند لحظه بعد از توبه کردنش) یه توبه و نماز واقعی……..

8 plays

استاد پناهیان | پای ولایت کوتاه نیا ؛ بزار بهت حرف بزنند

اگر هنگامى كه بلا مىرسيد، لكّه ى سياهى در پيشانى افراد گناه كار به وجود می آمد كه به واسطه ى آن معصيت تشخيص داده میشد و درجه ى معصيت بدان كشف می شد، آن وقت همه زاهد و مسلمان می شديم، شخصى میگفت: در پشت بام خانه، نگاهم به زنها افتاد، بعد نزد آقايى رفتم، تا مرا ديد فرمود: چه جواب میدهند كسانى كه به پشت بام میروند و به زنهاى مردم نگاه میكنند؟ در روايت است كه: «لَوْ تَكاشَفْتُمْ، ما تَدافَنْتُمْ.»اگر باطن همديگر را به عيان می ديديد، يكديگر را دفن نمى كرديد.(بحارالانوار، ج 74، ص 385؛ ارشاد القلوب، ج 1، ص 24؛ امالى صدوق، ص 446؛ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 5، ص 147؛ عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 53. )چرا معاصى را كوچك میشماريم؟ لابد به دليل اين كه طالب كمالات هستيم و از معاصى فارغ گشته ايم! كار به جايى رسيده كه حتى گناهان كبيره و حتى سَبْعِ موبقات ( هفت گناه كبيرهى بسيار مهّم)( ر.ك: اصول كافى، ج 2، ص 277)را كوچك مىشماريم


اگر هنگامى كه بلا مىرسيد، لكّه ى سياهى در پيشانى افراد گناه كار به وجود می آمد كه به واسطه ى آن معصيت تشخيص داده میشد و درجه ى معصيت بدان كشف می شد، آن وقت همه زاهد و مسلمان می شديم، 

شخصى میگفت: در پشت بام خانه، نگاهم به زنها افتاد، بعد نزد آقايى رفتم، تا مرا ديد فرمود: چه جواب میدهند كسانى كه به پشت بام میروند و به زنهاى مردم نگاه میكنند؟ 

در روايت است كه: «لَوْ تَكاشَفْتُمْ، ما تَدافَنْتُمْ.»
اگر باطن همديگر را به عيان می ديديد، يكديگر را دفن نمى كرديد.
(بحارالانوار، ج 74، ص 385؛ ارشاد القلوب، ج 1، ص 24؛ امالى صدوق، ص 446؛ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 5، ص 147؛ عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 53. )

چرا معاصى را كوچك میشماريم؟ 
لابد به دليل اين كه طالب كمالات هستيم و از معاصى فارغ گشته ايم! 

كار به جايى رسيده كه حتى گناهان كبيره و حتى سَبْعِ موبقات ( هفت گناه كبيرهى بسيار مهّم)( ر.ك: اصول كافى، ج 2، ص 277)
را كوچك مىشماريم

مادر شهید خلیلی بر مزار فرزندش

مادر شهید خلیلی بر مزار فرزندش

سوختن بهای قرب است و چنین سوختنی را جز به پروانگان بی پروای عشق نمی بخشند
93 plays

al-sabur:

فاطمیه - حاج میثم مطیعی

131 plays

سبک زنگی


نماز نتیجه همه خوبی‌ها است و 
برای فهمیدن نماز و چشیدن آن 
باید بسیار مبارزه با نفس کرد

اگر طی روز مبارزه با نفس نکرده‌ای
لااقل سر نماز مبارزه با نفس کن

حجت الاسلام پناهیان- 



باردار بود. همسرش بهش گفت بيا نريم كربلا؛ ممكنه بچه از دست بره.كربلا رفتند، حالش بد شد و دكتر گفت بچه مرده!مادر با آرامش تموم گفت: ” درست می ‌شه. فقط كارش اينه كه برم كنار ضريح امام حسين (ع)؛ بعد خودشون هوای ‌ما رو دارند. “كنار ضريح امام حسين (ع) یه مدت گريه كرد.خواب ديد كه بانویی يه بچه رو توی بغلش گذاشته.از خواب كه بلند شد دكتر گفت اين بچه همون بچه‌ ایه كه مرده بود نيست؛ معجزه شده!!…مادر حاج ابراهيم همت وقتی سر بچه اش جدا شد و خواست جنازه بچه اش رو داخل قبر بذاره به حضرت زهرا (س) گفت:" خانم! امانتی ‌تون رو بهتون برگردوندم. "
باردار بود. همسرش بهش گفت بيا نريم كربلا؛ ممكنه بچه از دست بره.

كربلا رفتند، حالش بد شد و دكتر گفت بچه مرده!

مادر با آرامش تموم گفت: ” درست می ‌شه. فقط كارش اينه كه برم كنار ضريح امام حسين (ع)؛ بعد خودشون هوای ‌ما رو دارند. “

كنار ضريح امام حسين (ع) یه مدت گريه كرد.

خواب ديد كه بانویی يه بچه رو توی بغلش گذاشته.

از خواب كه بلند شد دكتر گفت اين بچه همون بچه‌ ایه كه مرده بود نيست؛ معجزه شده!!



مادر حاج ابراهيم همت وقتی سر بچه اش جدا شد و خواست جنازه بچه اش رو داخل قبر بذاره به حضرت زهرا (س) گفت:

" خانم! امانتی ‌تون رو بهتون برگردوندم. "
ما عظمتـی نداریــمـــ، همین انــــــدازه عظمت داریــمـــ کـه می ایستیمــــ
بعـــــد همیـن را در رکــــوع نصفه می کنیمـــ
و بعــــد به سجــــده و خــــاک برمیگردیمــــ
آیت الله بهجـت
آیت الله مجتهدی تهرانی:به هر که عقل دادند، چه ندادند؟ به هر که عقل ندادند، چه دادند؟عقل چیز عجیبی است. البته فکر نکنید عقل همین است که ما داریمیک دسته دیوانه اند و در دیوانه خانه هستند و ما عاقل هستیم، نهعاقل آن است که به فکر آخرت باشد،کسی که آخرت را انتخاب می کند، این فرد عاقل است.وکسی که دنیا را انتخاب میکند از نظر اسلام این فرد عاقل نیستبنابراین عاقل خیلی کم است..خیلی…


آیت الله مجتهدی تهرانی:
به هر که عقل دادند، چه ندادند؟ به هر که عقل ندادند، چه دادند؟

عقل چیز عجیبی است. البته فکر نکنید عقل همین است که ما داریم
یک دسته دیوانه اند و در دیوانه خانه هستند و ما عاقل هستیم، نه

عاقل آن است که به فکر آخرت باشد،
کسی که آخرت را انتخاب می کند، این فرد عاقل است.
وکسی که دنیا را انتخاب میکند از نظر اسلام این فرد عاقل نیست
بنابراین عاقل خیلی کم است..خیلی…